غلط مشهوری است که فردوسی کار دیگری نداشته ، جز به نظم کشیدن شاهنامه . میگویند ماخذ حاضر و آماده ای وجود داشت و فردوسی آن را با امانت تمام به نظم کشید. بسیاری از پژوهشگران روی " امانت فردوسی " دائما تاکید می کنند و او را به خاطرآن می ستایند که در واقع نکوهشی شبیه ستایش است . اگر ادعای این پژوهشگران را بپذیریم ، باید قبول کنیم که فردوسی شخصیت سیاسی _ اجتماعی برجسته ای نبوده و فقط ناظمی بوده بی ابتکار که در بهترین حالت فارسی دری را تکامل بخشیده است . این برداشت به نظر ما بسیار سطحی است و علاوه بر همه معایب ، این عیب بزرگ را در بر دارد که نظرها را از ضرورت پژوهش در عقاید فردوسی و دورنمای شاهنامه منحرف می کند. در نتیجه نظریات سیاسی که رژیم حاکم کنونی ایران به فردوسی نسبت می دهد به عنوان تنها نقطه نظر سیاسی پیرامون شاهنامه بی رقیب می ماند. ف. م . چوانشیر